معنی سمائی

معنی واژه سمائی

6 بازدید
[ سَ ] (ص نسبی) منسوب به سماء. آسمانی : آنچه با من میکند اندر زمان آفت دور سمائی میکند.سعدی. || خدایی. آسمانی : این مملکت خسرو تأیید سمائی است باطل نشود هرگز تأیید سمائی.منوچهری.
[ سَ ] (اِخ) محمودبن علی سمایی مروزی [ از ملازمان دربار سلطان سنجر ] که سمای فضل در جبین او مبین بود و سخن او عظیم محکم و متین. آسمان نژه را نثار نشر او میکرد و سلک منظوم ثریا را از رشک نظم او از هم میگشاد و غزلهای آبدار او تاب در دل عشاق می آورد و نظم آبدار آتش در دل ارباب صنعت میزد و شعر او چون زمرد اصفر و یاقوت احمر عزیز و کم یاب است. این غزل از نتایج طبع اوست: دل از کار خود آنگه برگرفتم که با تو عشق بازی درگرفتم ز جان خویش دست آنگاه شستم که مهرت را چو جان در بر گرفتم بسا شب کز تو گفتم رو بتابم چو روز آمد غمت از سر گرفتم چو دانستم که با تو درنگیرد حدیثم زود از ره درگرفتم بباغ عشق شاخ وصل گشتم ولیکن هجر از او از برگرفتم مرا گفتی دل از ما برگرفتی گزافست یعلم اللََّه گر گرفتم. (از لباب الالباب چ سعید نفیسی صص ۳۴۵ - ص ۳۴۸).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید