معنی سلسبیل

معنی سلسبیل

7 بازدید
[ سَ سَ ] (اِخ) نام چشمه ای است در بهشت. (آنندراج) (منتهی الارب) (غیاث) (زمخشری) (مهذب الاسماء):{/B عَیْناً فِیهََا تُسَمََّی سَلْسَبِیلاً.۱-۴۷۶:۱۸/}(قرآن ۷۶/۱۸). ور نباشد تشنه او را سلسبیل گرچه سرد و خوش بود نادرخور است. ناصرخسرو. شراب از دست خوبان سلسبیل است وگرنه خون میخواران سبیل است.سعدی. ما مست شراب ناب عشقیم نه تشنهٔ سلسبیل و کافور.سعدی. جای دیگر نعیم بار خدای چشمهٔ سلسبیل و جوی عسل.سعدی. ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل.حافظ. || (ع ص) چیز نرم و خوشگوار. (غیاث) (آنندراج). نرم از هرچیزی. (منتهی الارب). || آسان بگلو فروشونده. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۵۹). (ناظم الاطباء). آب گوارا. (دهار). || (اِ) می. (منتهی الارب). شراب. (آنندراج): رویانی اذ حل شعبان شهرا من سلاف الرحیق و السلسبیل. بحتری (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۷۳). ولیکن یکی سلسبیل سبیل گشاده به اندر میانش دری ببردم از او مهر دوشیزگی وز آن سلسبیلش زدم ساغری.منوچهری. خوبان نعره زنند در دهن و کام تو در لبشان سلسبیل در کفشان یاسمین. منوچهری. آنجات سلسبیل دهند آنگه کاینجا پلید دانی صهبا را.ناصرخسرو. چو سلسبیل مئی خور که حضرت غزنین بهشت گشت چو اردیبهشت در مرداد. مسعودسعد. سلسبیل حلال خور زین جام وز حمیم حرام شد بیزار.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «سلسبیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید