معنی سلسال
7 بازدید
[ سَ ] (ع ص، اِ) آب شیرین و خوشگوار. (آنندراج) (غیاث). آب آسان گوارا. (دهار). آب شیرین و روشن و سرد که بگلو روان شود. (ناظم الاطباء). || آب صافی. (آنندراج) (غیاث). || می نرم روان فروشونده بگلو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سلسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر