معنی سقط گشتن
7 بازدید
[ سَ قَ گَ تَ ] (مص مرکب) مردن چهارپای بخصوص مردن اسب و خر. (آنندراج) (غیاث): ز نیروی هر دو در آن گیر و دار سقط گشت صد اسب در کارزار.فردوسی. چند گویی که مرا چند شتر گشت سقط این سقط باشد برخیز و کنون اشتر خر. فرخی. رجوع به سقط شود.
کلمات همقافیه با «سقط گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر