معنی سقط کردن
7 بازدید
[ سِ کَ دَ ] (مص مرکب) بچه از شکم افکندن پیش از زمان. بچه افکندن. بچه انداختن.
کلمات همقافیه با «سقط کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر