معنی سقط شدن
45 بازدید
[ سَ قَ شُ دَ ] (مص مرکب) مردن چهارپایان : شتربه را بگذاشت و برفت بازرگان را گفت سقط شد. (کلیله و دمنه). چنین گویند کاسب بادرفتار سقط شد زیر آن گنج گهربار.نظامی. اسب این خواجه سقط خواهد شدن روز فردا سیر خود کم کن حزن.مولوی. یکی روستایی سقط شد خرش علم کرد بر تاک بستان سرش.سعدی. و خرابی چهارپایان و سقط شدن را خود اندازه نبود. (انیس الطالبین ص ۱۱۸). رجوع به سقط شود.
کلمات همقافیه با «سقط شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر