معنی سر و بند
6 بازدید
[ سَ رُ بَ ] (اِ مرکب، از اتباع) عهد و عصر. در محاوره گویند که فلان کار در سر و بند فلان پادشاه واقع شد. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سر و بند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر