معنی سر واکردن
7 بازدید
[ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) پریشان کردن زنان موی در مآتم. (آنندراج). || باز کردن سر چیزی را: سر وانکند شوخ دغاباز من از ناز گر بر ورق گنجفه مکتوب نویسم. میرزا معز فطرت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سر واکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر