معنی سر وازدن
7 بازدید
[ سَ زَ دَ ] (مص مرکب) اعراض کردن. (آنندراج) (غیاث). سر باززدن : عاقلانی که ز زنجیر تو سر وازده اند غافلانند که بر دولت خود پا زده اند. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سر وازدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر