معنی سر زخم مالیدن
4 بازدید
[ سَ رِ زَ دَ ] (مص مرکب) گوشمال دادن. گویند سر زخمش مالیدیم؛ یعنی از بلندپروازی که داشت بازش آوردیم به نوعی که حد خودش را بشناخت و حسابی از من برگرفت. (آنندراج) (بهار عجم). و در بیت زیر بسکون را آمده است : سر زخم قلم کسی نمالید عمرش بهوای نوخطان رفت. محمد افضل ثابت (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «سر زخم مالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر