معنی سر زانو نشستن
6 بازدید
[ سَ رِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) به اندیشه و تأمل نشستن. به تفکر سر بر زانو گذاشتن : سری داریم و آن سر هم شکسته بحسرت بر سر زانو نشسته.نظامی.
کلمات همقافیه با «سر زانو نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر