معنی سرگر
7 بازدید
[ سَ / سُ گَ ] (ص مرکب) کفشگر و کفشدوز. (برهان). کفشگر و کفشدوز، چه سر بمعنی یک نوع کفشی است که زیر آن از چرم است و روی آن از ریسمان بافته و در شیراز متداول. (آنندراج): ای سنایی کسی بجد و بجهد سرگری را سخن سرای کند. سنایی (از جهانگیری).[ سُ گَ ] (ص مرکب) بوزه فروش و بوزه ساز، چه سر بمعنی شرابی که از آرد برنج سازند. (برهان) (آنندراج). بوزه گر. (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سرگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر