معنی سرکیسه سست کردن
7 بازدید
[ سَ سَ / سِ سُ کَ دَ ] (مص مرکب) مجازاً در تداول عوام، خرج کردن. هزینه کردن. بذل و بخشش نمودن. رجوع به سرکیسه گشادن شود. - سرکیسهٔ عهد سست کردن؛ بدعهدی کردن. بی وفایی نمودن : تا لوح جفا درست کردی سرکیسهٔ عهد سست کردی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سرکیسه سست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر