معنی سرکیس
5 بازدید
[ ] (اِ) قوس و قزح و آن را سردیس و سردیسه گفته اند. (انجمن آرا). قوس و قزح. (اوبهی). رجوع به سدکیس و سرگیس شود. || نام خوش آواز. (اوبهی).[ سِ ] (اِخ) (۱۲۷۲ -۱۳۵۱ هـ . ق.) یوسف الیان سرکیس. مؤلف کتاب «معجم المطبوعات العربیة»، منشی یا مدیر بانک عثمانی. در شهرهای بیروت و دمشق و جزیرهٔ قبرس و انقره و استامبول خدمت کرده و در سنهٔ ۱۹۱۲ م. به مصر منتقل گردید و در آنجا به معاونت فرزندان، کتاب فروشی تأسیس کرد، و در نهم ماه ژوئن ۱۹۳۲ م. مطابق چهارم ماه صفر سنهٔ ۱۳۵۱ هـ . ق. در سن هفتادوهشت سالگی درگذشت. (از وفیات معاصرین بقلم محمد قزوینی از مجلهٔ یادگار سال پنجم شمارهٔ ۱ و ۲).
کلمات همقافیه با «سرکیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر