معنی سرکیسه کردن
7 بازدید
[ سَ رِ / سَ رْ سَ / سِ کَ دَ ] (مص مرکب) سر و کیسه کردن. از کسی چیزی گرفتن برای خود. با تلطف در سخن و تملق مالی از او بعطا گرفتن. از او مالی به حیله یا تضرع و کلاشی بدست آوردن : هرچند سرکیسهٔ این طایفه مهر است کردیم سرکیسه ولی اهل جهان را. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرکیسه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر