معنی سرویسه
6 بازدید
[ سَ رْ سَ / سِ ] (اِ) مصحف «سدکیسه». سدکیس. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). قوس قزح. (آنندراج) (برهان): چونکه ساقیش داشت بر کف دست همه سرویسه گشت بام و سرا. خسروی (از رشیدی). رجوع به قوس قزح شود. || مهره های سنگین. (آنندراج) (برهان).
کلمات همقافیه با «سرویسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر