معنی سرونگاه
7 بازدید
[ سُ ] (اِ مرکب) سُروگاه. جای رُستن شاخ حیوان و آن هر دو طرف سر است در عرض. آن را بعربی شقیقه گویند. (غیاث). موضعی که از آن شاخ روید که عبارت از میان سر باشد. (رشیدی) (آنندراج): همان در سرون گاه ماده دو تیر بزد همچنان مرد نخجیرگیر.فردوسی. سری کو سزاوار باشد به تاج سرون گاه او مشک باشد نه عاج.نظامی.
کلمات همقافیه با «سرونگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر