معنی سرودگویان
6 بازدید
[ سُ ] (ق مرکب) در حال سرود گفتن : هر دم ز دیار خویش پویان بر نجد شدی سرودگویان.نظامی. رجوع به سرود شود.
کلمات همقافیه با «سرودگویان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر