معنی سرعة
7 بازدید
[ سُ عَ ] (ع اِمص) شتاب. نقیض بطؤ. یقال: عجبت من سرعة ذاک. (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). زود شدن. (دهار). تندی. مقابل بطؤ، کندی. یقال: عجبت من سرعة ذلک الامر؛ عجب شدم از زودی آن کار. (مهذب الاسماء). رجوع به سرعت شود.
کلمات همقافیه با «سرعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر