معنی سرعت
12 بازدید
[ سُ عَ ] (ع اِمص) سرعة. شتاب. مولانا یوسف بن مانع در شرح نصاب نوشته اند که فی الحقیقت معنی سرعت شتاب نیست زیرا که شتاب ترجمهٔ عجلت است و معنی شتاب زود کردن کاری است. و فرق میان سرعت و عجلت آن است که سرعت عمل بسیار کردن است در زمان اندک و عجلت شتاب کاری است پیش از هنگام، ولیکن هر دو بجای همدیگر مستعمل میشوند و در منتخب است که سرعت شتاب کردن به کاری در اول وقت و آن محمود است و عجلت شتاب کردن پیش از وقت و آن مذموم است. (غیاث) (آنندراج). شتافتن : و من در نفس خود اینقدر قوت و سرعت می یابم که در خدمت مردان یار شاطر باشم. (گلستان سعدی). صباسرعتی رعدبانگ ادهمی که بر برق پیشی گرفتی همی.سعدی. - سرعت انتقال؛ بزودی دریافتن. فهم مطلبی در اندک زمان. - سرعت انزال؛ بیماریی است که آب گاه آرامش زود برجهد. (یادداشت مؤلف). - سرعت فهم؛ نوع دوم از انواع هفت گانه که در تحت جنس حکمت است و آن عبارت است از آنکه نفس را حرکت از ملزومات به لوازم ملکه شده باشد و در آن تفصیل به مکثی محتاج نشود. (نفایس الفنون). || زودی و جلدی و چابکی و چالاکی. || شتاب زدگی. (ناظم الاطباء). - سرعت کردن؛ شتاب کردن و عجله نمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سرعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر