معنی سرشبانی
7 بازدید
[ سَ شَ ] (حامص مرکب) عمل سرشبان : یکی کاخ پرمایه او را بساخت از آن سرشبانی سرش برفراخت.فردوسی. رجوع به سرشبان شود.
کلمات همقافیه با «سرشبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر