معنی سردیگ
7 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) شوربایی که اول جوش کند و آن را سرجوش هم گویند. (آنندراج). سرجوش. (شرفنامه).
کلمات همقافیه با «سردیگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یگ» برای سرودن شعر