معنی سردین
7 بازدید
[ سَ ] (اِ) یونانی «سردین»، انگلیسی «ساردین». (اشتینگاس). و نیز به همین املاء در فرانسه مستعمل است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). به لغت اهل مغرب نوعی از ماهی باشد که آن را بیونانی سماریس خوانند. (برهان) (آنندراج): و رأس السردین المالح اذا احرق و ذلک به علی لسعةالعقرب نفع نفعاً بیناً. (ابن البیطار). و رجوع به ساردین شود.
کلمات همقافیه با «سردین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر