معنی سردن
4 بازدید
[ سَ دَ ] (اِخ) ولایتی است بین فارس و خوزستان از اعمال فارس، در آنجا معدن مس پیدا میشود که به شهرها و ولایات دیگر برده میشود. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر