معنی سرتراشی
7 بازدید
[ سَ تَ ] (حامص مرکب) عمل تراشیدن سر: صدای استرهٔ اوست بسکه شورانگیز ز سرتراشی او پای می جهد از خواب. ملا طاهر غنی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرتراشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر