معنی سراری
5 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) جِ سُرّیّة، بمعنی کنیز: جمعی از جواری و سراری پدرش در آن قلعه بودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). کنیزکی از جملهٔ سراری با خویشتن برده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). چنگیزخان را از خواتین و سراری فرزندان ذکوراً و اناثاً بسیار بودند. (جهانگشای جوینی). رجوع به سُرّیّة شود.
کلمات همقافیه با «سراری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر