معنی سراروی
6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) نام رگی است که چون او را بگشایند خون از سر و روی آدمی کشیده شود و بعربی قیفال گویند. (برهان). رگی است که فصد آن امراض سر و روی و چشم را نافع است و بیونانی قیفال گویند. (آنندراج) (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «سراروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر