معنی سرازیر
6 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) مقابل سرابالا. (آنندراج). || واژگونه. باژگون : خودنمایی نتوان کرد به روشن گهران رفته از سرو سهی عکس سرازیر در آب. معز فطرت (از آنندراج). ز زوری که دارد بکشتی شتاب سرازیر بنمود عکسش در آب. محمدطاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرازیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر