معنی سخنخوار
7 بازدید
[ سُ خَ خوا / خا ] (نف مرکب) گستاخ و بی ادب : خوار است خور شهریت از تن سوی مهمان شهریت علفخوار است مهمانْت سخن خوار. ناصرخسرو. این خوب سخن بخیره از حجت همواره مده بهر سخن خواری. ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانهٔ تهران ص ۴۷۰). رجوع به سخن خواره شود.
کلمات همقافیه با «سخنخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر