معنی سخنخواره
6 بازدید
[ سُ خَ خوا / خا رَ / رِ ] (نف مرکب) گفتار درشت از روی عدم شفقت. || گستاخ و بی ادب. (ناظم الاطباء). رجوع به سخن خوار شود. || سخندان : چنین گفت کز آمدن چاره نیست چو تو در زمانه سخن خواره نیست. فردوسی.
کلمات همقافیه با «سخنخواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر