معنی سخری

معنی سخری

6 بازدید
[ سُ ری ی ] (ع مص) نادان شمردن و سبک داشتن کسی را. (منتهی الارب).
[ سُ ری ی ] (ع ص) مطیع و فرمانبردار. (منتهی الارب) (آنندراج). و از این معنی است قوله تعالی : {/Bلِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا. ۱۹-۲۲۴۳:۳۲/}(قرآن ۴۳/۳۲). || آنکه مردم بر وی بسیار فسوس کنند. (منتهی الارب).
[ سِ ری ی ] (ع مص) تکلیف کردن کسی را به چیزی که نمیخواهد. || چیره شدن بر کسی. (منتهی الارب). || (اِمص) ریشخند. فسوس، و از این معنی است قول خدای تعالی : {/Bفَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتََّی أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی. ۱-۵۲۳:۱۱۰/}(قرآن ۲۳/۱۱۰ سورهٔ مؤمنون).

کلمات هم‌قافیه با «سخری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید