معنی سختدل
7 بازدید
[ سَ دِ ] (ص مرکب) کنایه از بی مهر و سنگدل. (آنندراج). ظالم. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۴۱). غلیظ القلب : دلیری سیه نامه ای سخت دل ز ناپاکی ابلیس از وی خجل.سعدی. ای سخت دلان سست پیوند این شرط وفا بود که بی دوست...سعدی. ای سخت دل تا به این اطفال هیچ رحم نکنی. (تاریخ قم ص ۲۵۰).[ سَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۱۸ هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ۷ هزار و پانصدگزی جنوب شوسهٔ مراغه بمیانه. هوای آن معتدل و دارای ۱۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه سار تأمین میشود محصول آن غلات، نخود و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «سختدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر