معنی سختچشم
7 بازدید
[ سَ چَ / چِ ] (ص مرکب) شوخ و بی حیا. (آنندراج). گستاخ و بی شرم و بی حیا. (ناظم الاطباء): جست دعوی گر مخالف گوی زیرک سخت چشم حجت جوی. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سختچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر