معنی سختدلی
6 بازدید
[ سَ دِ ] (حامص مرکب) قساوت. سنگین دلی : و از جمله بی رحمی و سخت دلی او یکی آن که زادان فرخ را... (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۰۷). کاین سخت دلی و سست مهری جرم از طرف تو بود یا من.سعدی.
کلمات همقافیه با «سختدلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر