معنی سجعگو
7 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) آنکه سخن مقفی گوید. (آنندراج): دین ورز و معرفت که سخندان سجع گوی در بر سلاح دارد و کس در حصار نیست . سعدی (گلستان).
کلمات همقافیه با «سجعگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر