معنی سجف
5 بازدید
[ سَ ] (ع مص) باریکی کمر و لاغری شکم. (منتهی الارب). باریک بودن کمر و لاغر بودن شکم. (اقرب الموارد) (متن اللغة).[ سَ ] (ع مص) فرو هشتن خانه را. (منتهی الارب). (پرده) فرو افکندن خانه را. (اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ بعد شود.[ سَ / سِ ] (ع اِ) دو پرده که با هم قرین باشند و میان آنها فرجه باشد. (منتهی الارب). ج، اسجاف، سجوف. (مهذب الاسماء). سجاف باشد و گفته اند سَجْف دو پرده باشد قرین یکدیگر که بین آن دو فرجه بود و گفته اند هر در که به دو پردهٔ مقرون پوشیده باشند هر شق از آن سجف و سجاف است. (اقرب الموارد). و هر در که آن را به دو پرده پوشیده باشند و هر جانب و کرانهٔ آن را سجف گویند. (منتهی الارب): خلت سبیل الذی قد کان یحبسه و رفعته الی السجفین فالنضد. نابغة (از اقرب الموارد). || پرده. ج، سجوف، اسجاف. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سجف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جف» برای سرودن شعر