معنی سجدة

معنی سجدة

5 بازدید
[ سَ / سِ دَ ] (ع مص) سر بر زمین نهادن. (منتهی الارب). پیشانی بر زمین نهادن. (مهذب الاسماء): سر از سجده برداری و این شراب کشی یاد فرخنده رخ مهتری.منوچهری. سر بر زمین بسجده نهاده ست بی رکوع آن کو نه ز اوصیا بسوی انبیا شده ست. ناصرخسرو. از پی سجدهٔ رخ تو چنان عابدان در نماز میغلطم.خاقانی. بناف قبهٔ عالم بصلب قائم کوه به پشت راکع چرخ و بسجدهٔ مهتاب.خاقانی. آنجا که دست ماست درو حلقه زآن ماست وآنجا که پای اوست سر و سجده زآنِ ماست. خاقانی. گوش در آن نامه تحیت رسان دیده در آن سجده تحیات خوان.نظامی. کز برای من بدش سجده ملک وز پی من رفت بر هفتم فلک.مولوی. - سجدهٔ سهو؛ آن دو سجده است که در موارد ذیل باید بجای آورد: اول آنکه نمازگزار در بین نماز سهواً حرف بزند. دوم جائی که نباید در نماز سلام دهد. سوم آنکه یک سجده را فراموش کند. چهارم آنکه تشهد را فراموش کند. پنجم آنکه در نماز چهار رکعتی بعد از سجدهٔ دوم شک کند، بلکه احتیاطاً برای هر چیزی که در نماز اشتباهاً کم یا زیاد کند سجدهٔ سهو نمایند. و کیفیت سجدهٔ سهو چنانست که بعد از سلام نماز فوراً نیت سجدهٔ سهو کند و پیشانی را به چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بگوید بسم اللََّه و باللََّه و صلی اللََّه علی محمد و آله، و ذکرهایی بطریق دیگر روایت شده است. رجوع به رسائل عملیه و کتب فقها شود: گر سهو شود بسجده راهم در سجدهٔ سهو عذر خواهم.نظامی. - سجدهٔ شکر؛ پیشانی بخاک نهادن شکر را. سجده کردن بشکر نعمتی که رسیده است : بود عقد کابین او اینکه تو کنی سجدهٔ شکر چون شاکری.منوچهری. چون کسری این مثال بدین اشباع فرمود برزویه سجدهٔ شکر گذارد. (کلیله و دمنه). || فروتنی نمودن. || راست ایستادن. و از لغات اضداد است. (منتهی الارب).
[ سَ دَ ] (اِخ) نام سوره ای از قرآن است و آن سی آیه است. پس از لقمان و پیش از احزاب. || و نیز سجده نام دیگر سورهٔ «فصلت» چهل و یکمین سوره، پس از مؤمن و پیش از شوری است.

کلمات هم‌قافیه با «سجدة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید