معنی سجد
5 بازدید
[ سُ جْ جَ ] (ع ص) جِ ساجد. و منه قوله تعالی: و ادخلوا الباب سُجَّداً؛ ای رکعاً. (قرآن ۲/۵۸). (منتهی الارب). رجوع به ساجد شود.[ سَ جَ ] (اِ) سرمای سخت. (برهان) (رشیدی) (شرفنامه) (آنندراج). رجوع به شجد و شجانیدن و سجاییدن و سجانیدن شود.
کلمات همقافیه با «سجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر