معنی ستیره
7 بازدید
[ سَ رَ / رِ ] (از ع، ص) مستور. پوشیده : سخت زیبا لیک هم یک چیز هست کآن ستیره دختر حلواگر است.(مثنوی).[ سَ رَ / رِ ] (اِ) پنج انگشت. نباتی است. (مهذب الاسماء). رجوع به پنج انگشت شود.
کلمات همقافیه با «ستیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر