معنی ستوه آوردن
6 بازدید
[ سُ وَ دَ ] (مص مرکب) عاجز کردن. زبون ساختن : سواران جنگی بر او بر گمار ستوه آورش هر سوی از کارزار.اسدی. مثال او را امتثال نمود و بر این موجب پیش گرفتند تا آن کافران را به ستوه آوردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «ستوه آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر