معنی ستونه کردن
8 بازدید
[ سِ نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) موج زدن : سبک زبانه زند ناگه و ستونه کند ز تیغ و نیزهٔ سلطان صفدر آتش و آب. مسعودسعد. || حمله کردن : عقابی که از بی پری شد زبون ستونه کند لیک هم بر ستون. خسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ستونه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر