معنی ستهی
6 بازدید
[ سَ تَ هی ی ] (ع ص) آنکه همواره از پس قوم رود. (منتهی الارب). رجوع به ستیهی شود. در تاج العروس آرد: سُتَیهی و صواب سَیْتهی بر وزن حیدری چنانکه نص فراء است بخط صاغانی.[ سُ تُ ] (حامص) ملالت. ستوهی. سیر آمدگی. (یادداشت بخط مؤلف).[ سِ تِ ] (ص) جنگجو. ستیزه جو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ستهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر