معنی ستهنده
7 بازدید
[ سِ تِ هَدَ / دِ ] (نف) لجوج. معاند. (دهار). ستیزنده. (دانشنامهٔ علایی). ستیزه کننده و جنگجو و مبرم. (ناظم الاطباء). ستیزه نماینده. عربده جو. (آنندراج): و اگر کسی با تو بستهد بخاموشی آن ستهنده را به نشان و جواب احمقان خاموشی دان. (قابوسنامه ص ۳۲).
کلمات همقافیه با «ستهنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر