معنی ستم رسیدن
5 بازدید
[ سِ تَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) جور رسیدن. ستم دیدن : ز مادر بزادم بدانسان که دید ز گردون بمن بر ستمها رسید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ستم رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر