معنی ستبر شدن
7 بازدید
[ سِ تَ شُ دَ ] (مص مرکب) بقوام آمدن. غلیظ شدن. بقوام آمدن، چون آب انگور آنگاه که بسیار بجوشانند. (مؤلف) استغلاظ. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی): عنیه؛ بول شتر که در آفتاب نهند تا ستبر شود و اندر گرگن مالند. (السامی فی الاسامی).
کلمات همقافیه با «ستبر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر