معنی ستبرا
7 بازدید
[ سِ تَ ] (اِ مرکب) از: (ستبر، سطبر + ا، عمق): و آن درازی نخستین را خاصه درازا خوانند و طول خوانند و دوم را پهنا و عرض خوانند و سوم را ستبر او عمق خوانند. (دانشنامهٔ علایی ص ۷۴). اما آنکه اندر جسم بود از درازا و پهنا و ستبرا آنچه معروفست آن نه صورت جسمست ولکن عرض بود اندر وی چنانکه پارهٔ موم را بگیری و او را درازا بدستی کنی و پهنا دو انگشت و ستبرا انگشتی. (دانشنامهٔ علایی ص ۷۵).
کلمات همقافیه با «ستبرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر