معنی سباحی
8 بازدید
[ سَ بْ با ] (حامص) شناگری : هیچ دانی آشنا کردن بگوی گفت نی از من تو سباحی مجوی.(مثنوی). میروم بر وی چنانکه خس رود نی بسباحی چنانکه کس رود. (مثنوی).
کلمات همقافیه با «سباحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر