معنی سباخ
6 بازدید
[ سِ ] (ع اِ) جِ سَبَخة. (از اقرب الموارد). رجوع به سبخة شود. || زمین که کشت نشده باشد و آبادان نباشد. (از اقرب الموارد). زمین های شوره ناک. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «سباخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر