معنی سباحت

معنی سباحت

7 بازدید
[ سِ / سَ حَ ] (از ع، مص) شناوری. (غیاث). شناه. شناو کردن : زیرکی آمد سباحت در بحار کم رهد غرقست او پایان کار.(مثنوی). هر که را قدرت سباحت دست دهد رنج امروز از بهر راحت همهٔ عمر تحمل باید کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). چنانکه می اندیشیدند آن دریا بر اندازهٔ سباحت ایشان نبود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و رجوع به سباحة شود. - اهل سباحت؛ دانا و کارآزموده در شناوری. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «سباحت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید