معنی سایهپرور
5 بازدید
[ یَ / یِ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) کنایه از آسوده. (انجمن آرا). کسی را گویند که پیوسته بفراغت و آسودگی برآمده باشد و محنت و مشقت نکشیده باشد. (برهان). || مفت خور. (انجمن آرا). رایگان خوار. (آنندراج) (برهان). کنایه از کسی که بناز و نعمت پرورش یافته و بخورد و خفت و راحت عادت کند و از زحمت بگریزد. (انجمن آرا): باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد سایه پرور ما از که کمتر است. حافظ. ای خونبهای نافهٔ چین خار راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه تو.حافظ. رجوع به سایه پرورد شود. || گیاهی که آن را نان خورش کنند. (برهان). نانخورش. || هر چیز نازک و ظریف. || طفیلی. || مگسهای سر سفرهٔ طعام. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سایهپرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر